أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )
203
كليات قانون ابن سينا ( فارسى )
و لين و بايد كه توسعه كند در غذاى خود و زياده كند در آن با آنكه نگهدارد كه غذاى او شديد الحرارت بود و هر اعياى كه سبب آن حركت بود علاج آن چنان بود كه پيش از آنكه ظهور اعيا شود ترك حركت كند كه ترك حركت منع حدوث اعيا مىكند بعد از ان استعمال رياضت استرداد كنند تا آنكه حركت دفع مواد بنواحى جلد كند بعد از ان آن را بدلك تحليل دهد در ميان اين حركات در توقفات ميان حركات و حال او را بحمام بدانند كه اگر حمام در ايشان احداث ناقض كند بداند كه امر اعيا از حد تجاوز كرده باشد خاصة كه در ان حالت او و ايشان را حمى حادث شود پس اين هنگام روا نباشد كه استحمام كنند بلكه استفراغ ماده كنند و اصلاح مزاج و اگر بسبب حمام چيزى حادث نشود از تپ و از نافض و امثال اينها بدانكه او از حمام منتفع مىشود و هرگاه كه در عروق معين اخلاط بود تدبير كن اولا اعيا را بانچه واجب بود بعد از ان مشغول شود بمنضج تا آنكه خام را نضج شود و تلطيف كند آن را و بعد از ان آن را از بدن بيرون كند و اگر بسيار بود تدبير تسكين كند و ترك رياضت از جهت آنكه سكون منضج بود و ترك فصد كند كه در چنين وقت خلط نقى بيرون مىآيد و خام در بدن مىماند و مسهل نبايد داد پيش از نضج از جهت آنكه نفع نمىدهد و ايذا مىرساند اما اگر با ادرار بول مشغول شوند نفع يابند و بايد كه از مسخنات پرحذر باشند از جهت آنكه موجب انتشار خلط خام مىشود در بدن و اگر استعمال مسخن كنند در ان برفق و به قدر معتدل و نيز واجب بود كه در اغذيه او داخل كنند از مثل فلفل و كبر و زنجبيل و خل و كبر و خل الثوم و خل استرغان و اجرام اين مذكورات را مثل جوارشات معروف به قدر معتدل و بعد از نضج و ظهور رسوب در بول و نضج اغلب و استعمال شراب تا آنكه نضج تمام شود بعد از ان ادرار بايد كرد و شراب لطيف رقيق خورند و همچنين استعمال قى نكنند كه ضرر مىرسانند - فصل پانزدهم در احوال چند ديگر كه تابع رياضت بود مثل تكاثف و تخلخل و ترطيب در يبس مفرط پس بايد كه تكلم كنند در ان اولا در اين احوال بعد از ان نقل كنند بتدبير اعيايى كه آن از ذات خود حادث شده باشد كه از جمله معالجات آن يكى تخلخل بود يا آنكه تخلخل سبب اعياى شود كه آن عارض بدن گردد و بسيار بود كه سبب اعيا از دلك يسير بود و از حمام و علاج بدلك يسير يابس بود كه مائل باشد بصلابت با روغنى كه در ان قبض بود و از آن جمله تكاثف باشد مىشود از برودت يا از چيزى كه در ان قبض بود يا بسبب كثرت فضول يا غلظ آن يا لزوجت آن كه مودى مىشود باحتباس فضول در مسام جلد يا آنكه سبب اين تكاثف خصوصيت مكان بود بسبب غبارى يا دلكى كه قوى باشد و صلب حادث گردد آنچه از برد بود و قبض علامت آن سفيدى لون و بطو تسخن و تعرق و عود لون بجانب حمرت نزد رياضت و جذب دم به ظاهر بدن پس اين جماعت را بايد كه استحمام كنند بحمامات حاره و تمريخ كنند بر طابق حمام وقتى كه آن طائفه در گرمى و سردى معتدل باشند و بر فرش نخوابند تا آنكه عرق كنند و تدهين بادهان لطيفه حاره محلله و اما كسانى كه در اعيا واقع شوند از رياضت علامت اعياء آنان انتفاء اين علامات باشد كه مذكور شد و دسخ جلد پس علاج آن نفض فضول بود اگر در ان بدن فضله بود باستعمال محللات از حمام و تمريخ مشغول شوند اما كسانى كه واقع شده باشند درين اعيا بسبب غبار يا بسبب قوت دلك علاج ايشان در استحمام بود و تمريخ بادهان و تدلك بدلك لين پيش از استحمام و بعد از ان و گاه بود كه عارض شود به عقب افراط در رياضت با قلت دلك ضعفى با تخلخل و گاه بود كه عارض مىشود اين اعيا از جماع مفرط و از حمام متواتر پس سزاوار آن بود كه علاج كنند او را بدلك يابس مائل بصلابت با روغنى قابض و تناول كنند اغذيه كه مرطب بود و قليلة الكميت و همچنين صفت كرده مىشود اعيا را كه اگر گرم شود اندكى و همچنين گفته مىشود كه اگر عارض شود ضعفى يا بيدارى يا غمى يا عارض شود خشكى در عصب پس اگر عارض شود او را بيدارى يا غمى يا يبسى در عصب پس واقع شود اعيا پس اين جماعت را چون سوء استمرار حادث شود رياضت استرداد درين وقت ايشان مناسب نباشد كه هيچ قسم از رياضت ايشان را البته و گاه بود كه عارض مىشود از افراط استحمام و استكثار از غذا و شراب و ترفه آنكه احساس كند در اعضاء خود بزيادتى رطوبت خاصة در لسان او تا آنكه مضرت رساند بافعال اعضاء بسبب ترطيب پس اگر سبب اعياء اسباب سابقى بود حواله آن بطب جزوى بود و اگر بسبب آن امور مذكوره بود از آنچه آن را عدد كردند و اگر بسبب آن امور مذكوره بود از آنچه آن را عدد كردند درين نزديك مثل شرب شراب با افراط لوندى يا شدت استرطاب از حمام پس واجب